سابقه و هدف: مطالعات متعدد اثرات مهم استرس بر متابوليسم كربوهيدرات را نشان دادهاند. شواهدي مبني بر اثر استرس درالقاء ديابت نوع 1و2 وجود دارند، با اين حال تاثير استرس رواني كمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. در تحقيق حاضر نقش استرس رواني بر متابوليسم كربوهيدرات در موش صحرايي نر بررسي شده است.
روش بررسي: حيوانات به دو گروه مساوي كنترل و آزمون (هر گروه 8 سر) تقسيم شدند. در روزهاي اول، پانزدهم و سيام آزمايش، از دم حيوانات ناشتا خونگيري به عمل آمد، سپس تست تحمل گلوكز خوراكي در اين حيوانات انجام شد. استرسورهاي محدود كنندة مختلف روزانه دوبار در حيوانات گروه آزمون استفاده ميشد. گلوكز با روش گلوكز اكسيداز، انسولين با استفاده از كيت RIA (راديو ايمنواسي)، انسولين و كورتيكوسترون با استفاده از كيت RIA كورتيكوسترون Rat اندازهگيري شدند.
يافتهها: گلوكز ناشتاي پلاسما در روز پانزدهم در گروه آزمون نسبت به گروه كنترل و نسبت به روز اول در گروه آزمون افزايش معنيداري داشت. همچنين افزايش معنيدار گلوكز پلاسما 15 و60 دقيقه پس از انجام تست تحمل گلوكز خوراكي در گروه آزمون نسبت به گروه كنترل در روزهاي پانزدهم و سيام مكنترله شد. غلظت انسولين ناشتاي پلاسما در گروه آزمون نسبت به گروه كنترل در روزهاي پانزدهم و سيام كاهش معنيداري را نشان داد. 15و60 دقيقه پس از انجام تست تحمل گلوكز خوراكي انسولين پلاسما در گروه آزمون بطور معنيداري در مقايسه با گروه كنترل در روز پانزدهم كاهش يافت. غلظت كورتيكوسترون ناشتاي پلاسما در روز پانزدهم در گروه آزمون نسبت به گروه كنترل و همچنين نسبت به روز اول در گروه آزمون افزايش معنيداري را نشان داد. در گروه آزمون غلظت كورتيكوسترون پلاسما بلافاصله پس از اعمال استرس تنها در روز اول بطور معنيداري نسبت به قبل از اعمال استرس افزايش يافت.
نتيجهگيري: از نتايج تحقيق حاضر ميتوان نتيجه گرفت كه استرس رواني مزمن نيز ميتواند در متابوليسم گلوكز اختلال ايجاد نمايد و اين اثر ممكن است ناشي از تغيير در ميزان ترشح انسولين و/يا كورتيكوسترون باشد. با اين وجود نقش ساير هورمونهاي استرسي نيز در اين زمينه ميبايست مورد توجه قرار گيرد.